محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1918

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بعد از ورود به پايتخت و گذاشتن تاج سلطنت بر سر موسوم به امد دويم مىگردد . ( اطريش ) - تعداد نفوس تمام ممالك اطريش در اين سال به هفتاد و يك كرور و چهارصد و چهل و سه هزار و پانصد و نود و دو نفر رسيده است . ( آلمان و فرانسه ) - اضطراب دولت فرانسه از انتخاب ملت اسپانيا پرنس لاوپلت هوهن زلرن بنى عم پادشاه پروس را به سلطنت خود با وجود يك نسبتى كه ما بين خانوادهء سلطنت فرانسه و اين شاهزاده برقرار است به خيال اينكه مبادا از يك سمت هم با يكى از شاهزاده‌هاى خانواده سلطنت پروس هم سرحد بشوند كه بالمآل از براى فرانسه مضرّ است دولت فرانسه با كمال سختى و تشدّد به دولت پروس تكليف مىكند كه شاهزادهء مزبور را مانع از قبول اين سلطنت شود ، از ابتداى گفتگو معلوم بود كه كار بين دولتين پروس و فرانسه به منازعه خواهد كشيد در اين موقع انگليس و ايطاليا و اطريش ميانجيگرى مىكنند ولى بىثمر مىشود با وجودى كه شاهزادهء مزبور به طيب‌خاطر استعفا از اين عمل مىنمايد - مسيو بنه‌دتّى سفير كبير فرانسه مقيم دربار پروس در شهر امس در گردشگاه خاصّه پادشاه پروس را ملاقات نموده مستقيما به ايشان تكليف مىكند كه اوّلا به خط خودشان عذرخواهى از دولت فرانسه بكنند ، و ثانيا ضمانت كه شاهزاده هوهن زلرن نه حال و نه در آتيه وجها من الوجوه به خيال سلطنت اسپانيا نباشد - اعليحضرت پادشاه پروس اعتنائى به سفير فرانسه نكرده بلكه او را غدغن مىكنند كه به حضور پادشاه نيايد و مطالب خود را مستقيما معروض ندارد - بعد از فرستادن اين خبر به پاريس چه در دربار و چه در مجالس دولتى و ملتى جز گفتگوى جنگ نيست - وكلاى سمت چپ خاصّه مسيو طير هرقدر به دولت فرانسه تكليف مىكنند كه اسناد صحيحه كه سبب اين جنگ است بما بنمائيد بعد اقدام به جنگ كنيد دولت اعتنائى به اين حرفها نكرده قشون برى و بحرى خود را حاضر مىكند و بعضى جهّال در پاريس به خيال رفتن به سفارتخانه پروس و غارت نمودن آنجا هستند و به مسيو طير كه بر ضدّ اين جنگ است بد مىگويند ، ده كرور وجه مسكوك براى مخارج قشون برّى و سه كرور و صد هزار تومان به جهت مخارج عساكر بحرى در ظرف سه روز براى دولت حاضر مىشود و از آن طرف پادشاه